من

تا انتهایِ نفس‌هایم

دویدم به سمتِ تو،

راه

کم نیاورد،

من کم آوردم…

دستم

به فاصله‌ای بند بود

که هر شب

بلندتر می‌شد،

و تو

آن‌سویِ اتفاقی ایستاده بودی

که اسمش را گذاشته بودند:

تقدیر…

حالا

نه از نرسیدن می‌گویم

نه از رفتن،

فقط مانده‌ام

با جاده‌ای که هنوز

ردِ پاهایم را

با خودش می‌برد

#ماتسوناگا_سنا

@naghmehayee